اول از همه بگم که شایا جونم خیلی خوشحالم که دوباره برگشتی.![]()
و حالا یه کم غر غر کنم تا دلم خنک بشه که امان از این همه کار.
از صبح تا شب دارم عین فرفره دور خودم میچرخم و به این شازده خانم میرسم وبقیه کارای خونه که دیگه گفتن نداره.
شب عاشورا ویانا تب کرد اما خفیف اما نزدیکای صبح خیلی تبش رفت بالا.بیدارش کردم و سریع رفتیم بیمارستان کودکان و دکتره خوابالو معاینه اش کرد و کلی دارو و انتی بیوتیک نوشت و ما اومدیم خونه.فرداش بدون اینکه داروهارو بجز استامینوفن بهش بدم رفتیم پیش دکتر خودش و بعد از معاینه گفت اصلا انتی بیوتیک نمیخواد و احتمالا مال دندوناشه.
البته درست هم تشخیص داد اما من موندم اون دکتر اولی چی تشخیص داد که این همه دارو تجویز کرد؟![]()
ویانا اصلا مهلت نمیده به کار مورد علاقه ام یعنی وبگردی برسم.وقتی هم میخوابونشم میرم سراغ زبان خوندن چون دارم میرم کلاس.
میدونم خیلی تلگرافی نوشتم اما جبران میکنم.![]()
این عکسم برای اینکه دعوام نکنین.
ویانا خونه پدر بزرگ و مادربزرگ
